گالری تصاویر
slide
تور مجازی مقبره
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
دکتر بلخاری
slide
دکتر محمد نصیری
slide
سید حسن شهرستانی
slide
دکتر ریخته گران
slide
دکتر نصراله پورجوادی
slide
استاد حسینعلی کاشانی
slide
slide
دکتر بیژن بید آباد
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
slide
Prev
Next

bani ardalan

این چه استغناست یارب ، وین چه قادرحاکم است
کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

با این بیت از غزل خواجه ی شیراز که در سرلوحه ی مقدمه
گذاشته ام و مجال آه را شاهدی برای عنوان این مجموعه قرار
داده ام قصد ندارم این تصویر را ایجاد کنم که خودم را در جزو آن
بی نیازانِ مستغنی می شمارم و دم از موجبات حکیمانه می زنم. حاشا
و هرگز ! حتی قصد ندارم که آنرا طرحی از شِکوه و شکایت، خواه
آشکار خواه در پرده، تلقی کنید . بیش از هر چیزی بر آن هستم که
بیت خواجه را وسیله ای برای توضیح وتوجیه کم کاری های خودم و
تنگیِ فرصت و کوتاهی مجال در پرداختن به امور مهم تر قرار دهم .
باشی، « تن سپاره » هرچند، هنگامی که به قول قدمای قلم، همچو من
یعنی خود را متوکّل بدانی، چار و ناچار گردش امور را در جهت
خیر تلقّی می کنی. با چنین طرز تلقّی از زندگی از که شکایت کنیم؟
اما واقع آن است که تنگیِ فرصت و کوتاهیِ مجال برای آدم هایی
مجال آه نیست
امثال من حکایت دیگری دارد.

Majale-Ah